خداحافظ...
به نام خدایی که لُر آفرید دلش را از اندوه پُر آفرید
غمِ لُر غمِ غربتِ کوچ نیست خداوند لُر بره و قوچ نیست
خداحافظ ای کوچ هر سال من خداحافظ ای بخت و اقبال من
خداحافظ ای چشمه های قشنگ خداحافظ ای اسب و زین و تفنگ
خداحافظ ای مردم ساده پوش خداحافظ ای ایل پر جنب و جوش
خداحافظ ای مَشک و دُوْ و کَره خداحافظ ای کبک و میش و بَره
یکی نْی بیاهِه ز کِینو به مال بخونه سی مون کمی دِی بَلال
دلُم تنگِ سی پازِنونِ مُنار دلُم تنگِ سی بِرنُو سُوزِوار
دلُم تنگِ سی مال و مشک و بُهون سی کِیماس و مِرداس شاهنامه خون
دلُم ایخو وا مَم رضا و خلیل بِگَردُم به جُست کِلوُس و چَویل
دلُم ایخو برگرده او روزگار رِوِه مالِمون پشتِ تَنگِ مُنار
دلُم ایخو جونُم بهاری بوهِه همه زندگیم بختیاری بوهِه
تو ای ایلیاتی تو ای مرد کوچ لُر و ترکمن،کرد و ترک و بلوچ
تو بشنو حدیث دل این مُرده را تکاپوی بُغض ترک خورده را
غریبانه در انزوا مانده ام من از کوچ و از گله جامانده ام
غریبیم و از غربت آزرده ایم نفس می کشیم از نفس مُرده ایم
برگرفته از کتاب "تُرنِه های اَفتو"به سُرایندگی حجت الاسلام والمسلمین روشن سلیمانی.
گفتنی است از ایشان مجموعه شعری به زبان فارسی نیز منتشر شده که نام کتاب "هر کس مرا پیدا کند مال خودش" است.مطالعه هر دو کتاب را به فرهنگ دوستان لر توصیه میکنم.
