تبليغاتX
بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری)

بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری)

آستاره صُحو بُگویین نَهلی شَو بِمَهنِه><زیتری دِرآو که دی ریشه شو بِکَهنِه

زادروز بهمن علاءالدین تولد مسعود قوم لر


در بیستمین روز ماه مهر، مهریاد زادروز بهمن علاءالدین (مسعودبختیاری) اسطوره‌ی لر و خنیاگری که همه‌ی قوم را با خود داشت و آوایش در سور و سوگ و مال‌کنون همراه‌مان میکرد در تالار شهرک نفت اهواز برگزار شد.

اهواز شهر یادها و خاطره‌ها، شهر کارون و پل فلزی شهر چوخا و دشداشه و دبیت و همراهی گرما با خونگرمی کسانی که روزگارشان گرمتر از خورشید گرم اهواز است.
ساعت 1بعد از ظهر به اهواز می‌رسیم ظهر و گرمای ظهر برای ما که خنکای خرم‌آباد را با خود داریم تقریبا تن‌نواز است ولی شیرینی رفتار مردمان این ولایت آن را از یادمان می‌برد طبق قرار قبلی در چهار شیر رهدار به پیشوازمان می‌آید با همان رفتار همیشگی و همان صداقت و صفایی که تو را در خود می‌گیرد و در برابر اصرارمان مارا تا منزلش در زیتون کارمندی همراهی می‌کند و در ذهنم می‌آید روزگاری که شرکت نفت باعث این تقسیم شده است و کارگر و کارمند و....بگذریم.

لطفا ادامه مطلب را مطالعه نماييد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 22  توسط فرهود جمالی  | 

از نيشابور آمده و به نيشابور بازگشت. اين خاك خيامي چه دارد كه ساز به دست آن كودك باهوش داد تا بهشتي ترين قطعه از تاريخ اقليم موسيقي ايران زمين را به نام خود ممهور كند. فرشته وشي كه هميشه در برابر ناملايمات روزگار مي گفت: «ببخش و حتماً فراموش كن، زيرا تا فراموش نكني نمي تواني ببخشايي.» در اين ميان بسياري از استعدادهاي جهان موسيقي ما را تنها گذاشتند، اما از آن ميان داغ مشكاتيان به دل فرصت طاقت نمي دهد. بالابلند آرام خوي خيامي، در كارهنر، پنجاه و چهار سالگي سرآغاز همت و آفرينش است، زود بود، خيلي زود بود كه ما را در زيان عظيم فقدان خود بي شريك بگذاري. برادرم پرويز، در غياب تو از آسمان نت هايي براي سنتور مي بارد، جز تو آيا جانشيني هست تا اين نعمت رهايي را به كف آورد و اميد و شادي را ميان مردم منتشر كند. توان شنيدن صداي سنتور تو را در غياب تو ندارم. ضبط ماشين را يكي دوبار روشن مي كنم، راديو، صداي جواني با اندوه از تو ياد مي كند. مي ترسم باورم شود كه تو مرده يي، كه تو نيستي، من از اين شعارهاي ارزان بي دليل بيزارم كه بگويم نه، پرويز نمرده است، جاودانه است. بله جاودانگي سرنوشت تو بود از نخست، اما واقعيت اين است كه اگر به خانه ات زنگ بزنم، ديگر صداي تو نيست كه بپرسي: «كجايي؟ سواره يي يا پياده، بيا...»

عکس: حسین سلمان‌زاده (فارس)

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مهر1388ساعت 5  توسط فرهود جمالی  | 

با مهر شکوفا شد و با آبان رفت
از عمق عطش آمد و با باران رفت
سلطانِ سلاطینِ تَغَنی بهمن
اسطورۀ بغضِ قوم سرگردان رفت



با توجه به نزدیک شدن به روزهای ۲۰ مهر و ۱۲ آبان که مصادف است با روزهای تولد و مرگ استاد بهمن علاءالدین ( مسعود بختیاری ) خواننده و ترانه سرای فقید قوم لر و بختیاری و نظر به پرسش ها و پیگیری های علاقمندان و همتباران عزیز در مورد برگزار شدن مراسم یادبود ، "وبلاگ بهمن علاءالدین" به اطلاع این عزیزان میرساند که جشن زادروز خنیاگر موسیقی بختیاری طبق سال های گذشته در اهواز و با عنوان مهریاد و در روز دوشنبه ۲۰ مهر و از ساعت ۱۹ در تالار باشگاه شهرک نفت برگزار می گردد.

مراسم یادبود سومین سالگرد درگذشت خسرو آواز بختیاری نیز در کرج و در روز جمعه ۱۵ آبان در بقعۀ امامزاده طاهر کرج و از ساعت ۱۴:۰۰برگزار خواهد شد.

هرگونه تغییری در برنامه ها از طریق همین وبلاگ اطلاع رسانی خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 14  توسط فرهود جمالی  | 

محمدرضا لطفي

روزي و روزگاري بود بس رفيقانه که هيچ کس داعيه برتري نداشت و عشق محور نزديکي ها بود و همه ما وطن دوست و آرمان گرا بوديم. فرهنگ ايران زمين را با همه نارسايي هايش دوست داشتيم و همه با هم تلاش مي کرديم لاشه فروپاشيده موسيقي ايراني اصيل و ناب هنري را با برداشت جديد و پويا به مقام والاي خود برسانيم. همه جوان بوديم و چيز زيادي نمي خواستيم، با هم تبادل نظر داشتيم و دل مان براي يکديگر تنگ مي شد. آن زمان از روزگار کنوني ما زياد دور نيست، اما اين آتش دروني که مايه اصلي نزديکي ما بود، در ميان تنش هاي روزگار که کم هم نبود، کمرنگ شد و هر يک از ما را به سمتي دور پرتاب کرد که ما تا به امروز نتوانستيم همديگر را دوباره آن گونه رفيقانه دوست بداريم.

هنگامي که از من بپرسند چرا تا اين اندازه با هم بيگانه شديم، خواهم گفت عمده علت آن پيچيدگي ساختار اجتماعي و شيوه زمامداري و بي دقتي خود ما بود که نتوانستيم قوانين اين جريان عظيم اجتماعي را به درستي تحليل کنيم. تا زماني که فرهيختگان ما زنده بودند و روزنامه هايي بود که تحليلي درست به ما مي داد، ما مي توانستيم آينده مان را رصد کنيم و اين گونه به جايگاه اجتماعي مطمئن تري تکيه کنيم...

 

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 16  توسط فرهود جمالی  |