خسرو شكيبايي:
مردم بدون من، هميشه مردماند؛
من اما بدون مردم، مُردهام

بارها و بارها از او (داریوش مهرجویی) گفته و ميگويم كه هر بار به پردههاي بكر از اعماق وجود او ميرسم دوست من! برروي زمين به اين بزرگي چيزي نيست مگر مملويي از انسان و در انسان چيزي بزرگ نيست. من جزيره كوچكي بودم مهرجويي از كرانهايي مرا ديد كه چشم هر كاشفي به آن سو بينا نبود شايد هم كه لولويي نداشت و ما پنداشتيم كه نوراعلي نور بود به هر حال اگر مهرجويي نبود با آنسوي اين روزگار روز مرگي، همچنان گم و ناپيدا مانده بودم...
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

















