داغ آبهمن
دَرد و دَرمون خدا تو خوتْ خو دادی
وصل و هجرون خدا تو خوتْ خو دادی
داغ بهمنِ به دلِ ایل نهادی
چشمه ای ز خین مِنِ دل ها رَه دادی
وا به بُنگ ایل غمِ دلُمِ بخونم
داغِ آبهمن تش نها دی به جونم
خوم برُم یه جا که نشونِ غم نبوهه
آسمون غم بالای سرم نبوهه
چه ری وسته دی شلالِ ز غَمِس ایلی بنالِ
"کوگ تاراز"ِ دریغم دی نیخونه دِی بلالِ
ای وای یو کی نِ که چونو بُردِسه ای خو
چی باد بلا وَسته به هر طایفه ای چو
مُنگشت سَرِس برفه ولی ایسوسه مِنِ تو
دی نیزنه با اسب سَبق پرچم افتو
هر مُردنِ جُنبِنده که دُندال نداره
هر لیوه نَریمون که کُرِ زال نداره
ای کافرو کی نِ که همه نِ کِرده دُچارِس
پاییز چطو ایزنه شَوخی به بُهارس
مرگِس نه اَمون داد که تِشنی سِ بِووسُم
تا روز قیامت مو ز ای درد ایسوسُم
اَمداد و کمک حالیه "هِی جارِ" نِ کی گُهد
بیت ها خوش "جا وُرگشتنِ جاوار" نِ کی گُهد
بیت ها خوش "صِیدال بَک نامدار"ِ نِ کی خوند
خو گُهدنِ حرف ها گَپِ "حالو زالِ" نِ کی خوند
"حالو زال" خُووی گُههِ مَگوین و مَخَندین
اسبون تونِ زین کنین قطار بوندین
باغی که بُهارِس از تونِ پاییز نداره
کوگی که صُداس از تونِ شولیز نداره
"کوگ نازنینم" دو ز نو دوارته
سی دل بِرشتُم هم درار صداته
"کوگ نازیننم" بیو زنو بخون سیم
دِر بِده من مال بُنگ قَهقَهاته
کوروش اسدپور خوانندۀ جوان،توانا و پرکار بختیاری در مراسم سالگرد استاد بهمن علاءالدین در کرج شعر بالا را در قالب تصنیفی زیبا به سلطان آواز بختیاری تقدیم نمود.این قطعه شعر سرودۀ مشترک کوروش اسدپور و کوروش کیانی قلعه سردی است.
همانطور که مطالعه فرمودید اسدپور با سلیقه و وسواسی که به خرج داده ارتباطی دلنشین با اشعار "حالو زال" و "کوگ نازنین" ایجاد کرده است .

شیری بسازید ز سنگ بر سرش

بنام خداوند یزدان پاک خدای سپهر و خداوند خاک
ز کوه و ز برزن کران تا کران صدای غم انگیزِ رامشگران
غمِ ساز و سُرنا در این دشت پهن بود رسم و آیین ز عهد کهن
نوای غم انگیز سُرنا ببین سواری بخفته در این سرزمین
که بهمن نام است ز ایل بزرگ قَدش همچو کوه استوار و سترگ
کجا رفتی ای شیر اَژدرشکن کجا رفتی ای بهمنِ پیلِ تن
کجا رفتی ای نامدار سخن ندیدم به روم و بلاد خُتن
خروشنده از خاور و باختران سراسیمه آیند ز خرد و کلان
تو برخیز و مجلس بیارا به دشت به بزم اندر آیند ز چار و ز هشت
سخن های زیبا بران بر زبان به مکتب بیایند ز پیر و جوان
که روحش فروزان ز ماه برتر است ز وصف تو گفتن زبان قاصر است
که حَمدی سُرایم بر آن پیکرش شیری بسازید ز سنگ بر سرش
سلام و درودی به رخسار تو بر آن پیکر شیرِ در خاک تو
سُراینده؛احمد عالی پور از لالی
شهرهای هفتكل و انديكا به شهرستان
و دهستان گُلگير به بخش ارتقاء يافت
برای خواندن متن کامل خبر اینجا کلیک کنید
تقسیمات سابق
بخش مرکزی
· دهستان تل بزان
· دهستان تمبی گلگیر
· دهستان جهانگيری
شهر؛مسجدسلیمان
بخش هفتکل
شهر؛هفتکل و دهستان ها
بخش اندیکا
· دهستان ابژدان
· دهستان چِلو
· دهستان شِلال و دشتگل
· دهستان قلعه خواجه
· دهستان كوشك
· دهستان لَلَر و كُتُك
شهر؛قلعه خواجه
سلام! آمدي؟ از كدامين مسير؟
از آبــاديِ ابــر يـا از كــويـــر؟
هر آن گَه ز دنيا دلت گُر گرفت
سراغي از اين جا و باران بگيـر!
علی بداغی
تیم فوتبال "یاران علاءالدین" هم تشکیل شد
سهراب بختیاری زاده این روزها در اهواز به سر می برد و در تیم فامیلی خود "یاران علاءالدین" بازی و تمرین می کند،همۀ بازیکنان این تیم نیز بختیاری هستند.
سهراب بختیاری زاده دربارۀ وضعیتش در پاس همدان گفت:روزهای سختی را سپری می کنم و چون از بطن فوتبال دور افتاده ام واقعا عذاب می کشم،امیدوارم کمیته انظباطی طبق گفتۀ وکیلم،هفتۀ آینده تکلیفم را مشخص کند.وی افزود هرچند تجربۀ تلخی است اما برای سالهای باقی مانده فوتبالم می تواند مفید باشد.
سهراب در پایان با انکار مذاکره با مسئولان سایپا و علی دایی برای پیوستن به این تیم گفت:با علی دایی همیشه در تماس هستم و چند روز پیش هم با وی تماس گرفتم اما هرگز راجع به رفتن به سایپا صحبت و مذاکره ای انجام ندادم.

در سوگ آبهمن علاءالدین
صدای ایل در آواز مخملینش پژواک می یافت،وارگه به وارگه همراه دلتنگی هایمان بود آوازش در شادی و غم،جوانان را قوت می داد تا "استیم بهون" را برافراشته نگه دارند "سوگ سرود"،حماسه و نغمه های عاشقانه اش،گلبانگ بختیاری بود و خواهد بود.مسعود بختیاری (بهمن علااءالدین)پادشاه بی بدیل آواز بختیاری،باربد و نکیسای مان بود و خواهدبود.
برای چکاوک ها قناری ها و بلبلان سینه سوخته ای که بر شاخسار بلوط،"تِنگِس و مِهلَو" ،در کنار بوته های چویل و کرفس،شکوه دیرین کوچ را نوا خوان بودند،نغمۀ ناز می خواند.آهنگسازی بود که نت های موسقی ایل را در شادکامی،رنج،حرمان و هجران از سوز جان می نوشت.
با همۀ برزگران از "میرمات" تا "سینه مات"،با کوچ از کاروان سالار تا کودکی زنگوله به دست در سوگ؛ از مادیان کتل تا مافه گه و پل هایی که به قیچی می رفتند،در شکار؛از برافتو تا نسار، با حماسه های ایل:در حالو زال ،شوخی اندکا،جنگ نه هزار،ار جنگه مرجنگه،جنگ منار،ممدلی شیر علی مردون،حماسۀ سردار مریم و سردار اسعد در عاشقانه ها؛ با عبده ممد للری و مرگ جانسوز شیرین بختیاری(خدابس)دحدر لچک ریالی دریغ حماسه های دی بلال،داینی داینی و سوزی که از جانش "در آستارۀ صحو" ریخته بود ،ایل را برای "ایل ماندن " رهنمون بود.
سلطان آواز بختیاری در عین غزل خوانی ،عارف پاک بازی بود که عرفانی ویژۀ خود داشت.همچنان که بیشتر آهنگ هایش را خود می ساخت بیشتر اشعار ترانه هایش را نیز خود از شیرۀ جان می سرود.
غمگسار ایل ،اینک در کوچ پاییزی کوچ را به گونه ای غم انگیز از سر گرفته است با این سفر نابهنگام،طبیعت ستایان و دوست داران موسیقی ناب را سوگناک و اندوهگین نموده است اما ایل را با عزیز سفرکرده سخنی دیگر است؛سلطان قلب های بختیاری!آهای مسعود،ماندگار بر تارک سیاه چادرهای شرف! تا کارون و زاینده رود،خوزستان و اصفهان را صفا و سرزندگی میدهند بیاد صفای وجود و نغمه های زلال زندگی بخش ات خواهیم بود.تا زردکوه بختیاری و دنا سینه بر آسمان می ستایند همت بلند و سینۀ گشاده ات را می ستایند.تو عاشق وارستۀ فرهنگ بختیاری و ایران زمین بودی ایران دوستی و بازگشت به ریشۀ بختیاری را به فرزندان ما آموختی،صدایت،صدای ایل را در سراسر تاریخ بازگو می کند ترنم آن حنجرۀ طلایی و شوری که در هر نغمه می فشاندی جانمان را نوازش می داد.
" تا زندگی جاری است به یادت هستیم"
لهراسب قلی پور
هفته نامه زاگرس ایران
شماره 390
15 آبان 1385
نهمين جشنواره موسيقی خوزستان
نهمين جشنواره موسيقي خوزستان با حضور گروههاي موسيقي استان،از چهارشنبه،پنجم دی كار خود را در اهواز آغاز كرده است.

حجتالاسلام والمسلمين عباس بسيخاسته، مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان اظهار داشت: خوشبختانه انجمن موسيقی خوزستان يكي از انجمنهاي بسيار فعال است. اين انجمن فعاليتهاي خود را به صورت مستمر پيگيری می كند و هر سال جشنواره موسيقي استان را با كيفيت بهتری ارائه ميدهد.
وي افزود: امسال نيز اين جشنواره در بخشهای مختلف با شركت گروههای موسيقي با نظم، انضباط و انسجام مطلوب و با حضور داوران بسيار ممتاز و موسيقيدانان زبردست كشوری در حال برگزاری است. اميدواريم اين جشنواره گامي موثر در جهت ارتقاء فرهنگ هنري استان به ويژه در بخش موسيقی فاخر و ارزشی باشد.
بسيخاسته خاطرنشان كرد: زمينههای بسيار خوب، استعدادهای فراوان و ظرفيتهای بسياری با توجه به تنوع اقليمی جغرافيايی و قومی در خوزستان وجود دارد، اميدواريم از اين ظرفيتها به خوبی استفاده شود. استان خوزستان در همه عرصههای فرهنگی و هنری از جمله موسيقی حرف براي گفتن دارد. اميدواريم با حمايت، پشتيبانی و هدايت هنرمندان عرصه موسيقی خوزستان شاهد شكوفايی بيشتر آنها باشيم.
وي گفت: رويكرد اساسی فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در همه حوزههاي هنري به ويژه بخش موسيقی، تقويت هنر محلي و بومی استان است. قوميتهای مختلف خوزستان،موسيقی محلي خاص خود را دارند. استفاده و بهرهبرداری از اين ظرفيت ميتواند به تحقق شعار اتحاد ملی و انسجام اسلامی كمك بسياری كند.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان يادآور شد: تنوع هنر قوميتها بستر بسيار آمادهاي در استان خوزستان فراهم كرده تا بتوانيم از هنر خود براي تحكيم بيشتر اقوام و نزديكتر كردن فرهنگهای مختلف استفاده كنيم.
پس از انتشار گزارشی کارشناسانه دربارۀ زبان لری در استان لرستان در خبرگزاری ایرنا،که واکنش همتباران را در بر داشت،بر خود لازم دیدم که در این ماجرا با همتبارانم همراه باشم.
از ماست که بر ماست
با درود بر دوستان عزیز در "لور"بخصوص جناب "خدایی"
گزارش و تحلیل کارشناسانۀ آقای عزیزی را روز شنبه ۱/۱۰/۸۶ در لور خواندم و متاسف شدم.
من زبان شناس نیستم ولی در مورد تحلیل و کارشناسی جناب عزیزی باید بگویم،در لرستان چیزی به اسم فارسی محلی نداریم ،ایشان اگر در مورد زبان مردم استان خراسان سخن می گفتند و می فرمودند،در شهر سبزوار(۱) به فارسی محلی سخن می گویند (یا بهتر بگویم فارسی را با لهجه صحبت می کنند) قابل قبول بود یا می فرمودند در استان فارس و شهرستان شیراز به فارسی محلی سخن می گویند پذیرفتنی می نمود اما در مورد زبان(یا گویش) لری...
اما هرچه فکر کردم بیشتر به این قضیه پی بردم که آقای عزیزی و خبرگزاری ایرنا چندان هم مقصر نیستند.در مورد ایرنا که مطمئن هستم،شاید تنها ایرادی که به کار آنها وارد باشد اشتباه تایپی دربارۀ40 ساله بودن قدمت زبان لکی است وگرنه چند سطر بالاتر به قدیمی و باستانی بودن زبان لکی اشاره شده است. قصد من البته معصوم نشان دادن ایرنا و آقای عزیزی هم نیست و همانگونه که همۀ دوستانِ لر من اشاره داشتند حق ما این نبوده و نیست که اینگونه مورد تمسخر دیگران قرار بگیریم(مسئله سال گذشته و چوخا) و یا زبان بخشی از سرزمین مان را فارسی محلی تحلیل و کارشناسی کنند.
کوتاهی آنها جای خود اما خودمان متهمان ردیف اول هستیم.البته من جور دیگری به قضیه نگاه میکنم.این افتخار را داشتم که برای اولین باردر کوچ بهاره یعنی در اواخر اردیبهشت 86 همراه ایل بختیاری از اندیکا تا کوه تاراز و بازُفت و نهایتا کوهرنگ باشم.در نگاه اول چون آن مناطق را تا آن زمان ندیده بودم و تعلق خاطر بسیاری هم به آنجا داشتم،مجذوب زیبایی ها و طبیعت بکر و دست نخورده و برخورد مهربانانۀ مردم با صفای ایلیاتی شدم.پس از چند روز به مسائل دیگری چون چگونگی انجام کوچ (که اکثرا با ماشین انجام می شد)و نوع پوشش مردم نیز توجه نمودم.
قطعا همگان فکر می کنند اهالی آن دیار لباس های زیبای محلی به تن داشتند اما اینگونه نبود حتی بنده تعداد افراد با پوشش محلی چه زن و چه مرد را یادداشت کردم.نتیجه این بود که خیلی کمتر از نصف آن عزیزان لباس محلی به تن داشت.
البته حرف بنده این نیست که مردان بختیاری حتما باید چوخا و دبیت به تن داشته باشند یا زنان میبایست شلوار قِری و مینا بپوشند و این را نیز نمگویم سراسر به آهنگ های بختیاری یا بطور کلی محلی گوش کنند اما وقتی خود ما برای ساده ترین مسائل زندگی چون پوشش،دیگر به آداب و رسوم همین دهۀ قبل توجه نمیکنیم دیگر چه انتظاری از یک خبرگزاری تهران نشین است.
در پایان ضمن ابراز همدردی صمیمانه با جنابعالی و نشریه اینترنتی لور در قبال این گزارش،همدردی خود و خانواده ام را با تمامی لرتباران اعلام میکنم و توجه همگان را به سروده های بزرگان لر چون استاد علاءالدین،شادروان داراب افسر بختیاری،استاد رحمانپور،استاد علیپور و... که همواره از برادری و نزدیکی قوم لر سخن گفته اند یک بار دیگر جلب می نمایم؛
بوین حالا دست به یک دادن جون سی یک دادن چندی آسونه
بوین حالا وقتی با یک بویم روندن دِشمِن چندی آسونه
دیه شو تاریک سی دیدن صُحو تی بره منشین ایبرت خو
حالا ایتری دی نگو نترم خوت وُری بدرآو گو چی افتو
تو چی افتو خوت وُری بدرآو چی چشمه وا بوی نه چی گورآو
حالا ایتری دی نگو نترم خوت وُری بدرآو گو چی افتو
حالا ایتری دی نگو نترم خوت وُری بدرآو گو چی افتو...
۱-بیشتر مردم در روستاها به گویش سبزواری و در شهر سبزوار به لهجهٔ سبزواری سخن می گویند.
نقش نام
بهمن علاءالدین
در ایجاد همدلی میان اقوام مختلف
درگذشت ناگهانی بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری) خواننده،ترانه سرا و آهنگساز مشهور بختیاری که عمر خود را دلسوزانه در راه اعتلای فرهنگ و هنر قوم خود صرف نمود و با وجود محبوبیت خاص و ممتازش نزد هواداران و همتباران ،همواره مظلومانه و محجوبانه و به دور از هر گونه میل مادی و دنیوی در خدمت فرهنگ مرز و بوم خود بود،آنچنان تاسف و تاثری عمیق بر همتباران وی در تمام طوایف و تیره های بختیاری،هواداران،دوستان و آشنایان وی در داخل و خارج از کشور گذاشت که علاوه بر انعکاس گسترده آن در مناطق مختلف لر و بختیاری نشین و رسانه های مختلف،بویژه مطبوعات محلی و سراسری،به شیوه ای کم نظیر و بطور خودجوش در شهرها و روستا ها و مناطق بسیاری در داخل و خارج از کشور آیین های ایلیاتی و با شکوه مختلفی در سوگ از دست رفتن و گرامیداشت یاد و خاطره وی برگزار گردید. در این مراسم ها و آیین ها نه تنها همتباران بختیاری وی از تیره ها و طوایف و مناطق مختلف،همتباران زاگرس نشین،آشنایان، علاقمندان و هواداران وی حضور یافتند بلکه بزرگان و دیگر همشهریان ازسایر اقوام نظیر: "فارس"،"لر" ، "کرد" ، " عرب" ... نیز حضور پیدا کرده و با ایل بختیاری همدردی نمودند.
در واقع درگذشت بهمن علاءالدین که در طول حیات و آثارش دعوت به همدلی و اتحاد و زندگی و عشق و صفا وصمیمیت و پاسداشت ارزشها و نمادهای ایلی را ترویج میکرد و حیات و هنر خود را وقف پاسداشت اصالت ها و هویت و ارزشها و نمادهای قوم خود کرده بود،نه تنها بازگشت به هویت ایلی را میان همتباران خود موجب گردید و همتباران خود از طوایف و تیره های مختلف و نقاط گوناگون را –پس از گذشت سالهای متمادی-یکبار دیگر گرد هم آورد و نوعی صمیمیت و "گوگری"(برادری)-که سالها بدست فراموشی سپرده شده بود-را بار دیگر میان بختیاریها به نمایش گذاشت بلکه نوعی همدلی میان سایر اقوام با قوم بختیاری را نیز موجب شد.
در واقع درگذشت حزن انگیز این هنرمند مشهور و محبوب ایل بختیاری و غم و اندوه ناشی از این حادثه میان ایل بختیاری چنان گسترده و عمیق بود که موجب تاثر و تالم سایر اقوام و ابراز همدردی آنان با همشهریان بختیاری تبار خود گردید.
این همدردی و همدلی که از طریق حضور در مراسم و آیین های گرامیداشت و ارسال پیامها ی همدردی و پارچه نوشته ها و پلاکارد های تسلیت از سوی اقوام و طوایف مختلف فارس ، عرب،کرد و... اجرای برنامه و سخنرانی دراین آیین ها صورت گرفت نوعی احساس نزدیکی و همدلی کم سابقه میان اقوام گوناگون در مناطق مختلف کشور را به نمایش گذاشت.بعنوان نمونه در همین زمینه اجرای برنامه توسط برخی هنرمندان مشهور مانند استاد علی اکبر شکارچی، هنرمند مشهور لرتبار خرم آبادی ،استاد ایرج رحمانپور هنرمند محبوب لک تبار لرستانی، استاد مشعشعی هنرمند تنبور نواز کرمانشاهی ،استاد حسین فرجی هنرمند توانمند لرستانی تبار، مختوم هنرمند شوشتری تبار،ارژنگ سیفی زاده و ذکریا یوسفی از هنرمندان جوان و برجسته کرد تبار و همچنین سخنرانی و قرائت چند شعر در وصف استاد علاءالدین و قوم بختیاری توسط استاد محب ، شاعر شوشتری تبار در مراسم سالگرد آن استاد فقید در شوشتر که با استقبال بختیاری ها مواجه گردید که شاید در تاریخ روابط میان این دو قوم ساکن در شوشتر کم نظیر بوده است و... سخنرانی برخی از همکاران و دوستان آن استاد فقید نظیر استاد منصور قنادپور هنرمند برجسته شوشتری تبار کشور و استاد حسین سیفی زاده هنرمند کرد تبار، حجت الاسلام والمسلمین بسی خاسته مدیر کل عرب و دزفولی تبار ارشاد اسلامی خوزستان،استاد امیر مولوی،هنرمند برجسته دزفولی تبار کشور، سعید شیرین بیان از محققان دزفولی تبار که مورد توجه و استقبال کلیه شرکت کنندگان و بویژه بختیاری تباران قرار گرفت ،اشاره کرد.
نویسنده؛فرزاد پیلتن محقق و مدرس دانشگاه
منبع؛وبلاگ بختیاری http://www.bakhtiari-irantribe.blogfa.com/
در این نوشتار فقط به سروران و عزیزان غیر بختیاری پرداخته شده و قطعا در نوشتاری جداگانه از همتباران بختیاری که گام های موثری در راستای اعتلای فرهنگ بختیاری برداشته اند نیز تشکر و قدردانی خواهد شد.
کوگ تاراز
بنال ای لر بختیاری ز غم که گر سیل جاری کنی هست کم
ز آستاره پرسید،بهمن کجاست که بی بهمن این خانه ماتم سراست
کنون که دگر کوگ تاراز نیست همی دانم این گوهر که نیست،کیست
چه گویم ز احوال کوگ کُهی که شد ایل از های هایش تُهی
دگر کوگ تاراز را نغمه نیست که با نغمه ها و نوایش،گریست
کجا بلبل بختیاری سرا بجویم چو دردم دوا
چو تو درد دل را دوا کی بود؟ صدای تو عشاق را می بود
تو رفتی ولی بانگ تو ماندنیست نوای نی و ناله ات خواندنیست
رسد از پدر بر پسر ناله ات نوای دل و نای بنهاده ات
بگوید بدار این ز من یادگار بخوان و بکن شِکوه از روزگار
بکن شکوه از چرخ بیدادگر که زد در چمن ریشه ام با تبر
که بهمن مرا ریشه و پیشه بود مرا عشق و امید و اندیشه بود
اجل ریشه بختیاری بزد اگر خون بگرییم بهرش سزد
شاعر؛رضا فرخی از روستای سرتیوک هفتکل



